
سردرد خوشه ای ، شکل نسبتا نادری از سردرد اولیه است (هر چند که حتی باز هم یک بیماری شایع به شمار میرود) که فراوانی آن در جمعیت حدود ۰٫۱% میباشد. این درد، عمقی و معمولا در پشت حدقه چشم بوده، شدت آن اغلب طاقت فرسا است و دارای نوسان بوده ، و کیفیتی انفجاری دارد. ویژگی اصلی درد خوشه ای، حالت دوره ای آن است. حداقل یکی از حملات روزانه درد، تقریبا در همان ساعت از روز و به مدت یک نوبت خوشه ای رخ میدهد. بیمار تیپیک دچار سردرد خشه ای، دارای نوبت های روزانه ی یک یا دو حمله از درد یک طرفه ی نسبتا کوتاه مدت به مدت ۸ الی ۱۰ هفته در سال است؛ که معمولا متعاقب آن، یک فاصله بدون درد وجود دارد که به طور میانگین کمتر از یک سال به طول میانجامد. سردرد خوشه ای هنگامی مزمن نامیده میشود که کمتر از سه ماه فروکش پایدار بدون درمان وجود داشته باشد. بیماران معمولا در حدفاصل بین دوره ها، کاملا سرحال هستند. در قریب به ۵۰% از موارد، شروع سردرد در هنگام شب بوده، و مردان ۳ برابر زنان مبتلا میشوند. بیماران مبتلا به سردرد خوشه ای معمولا در حین خملات راه میروند، سر خود را میمالند یا میکوبند یا تکان میدهند تا تسکین یابند، برخی بیماران حتی ممکن است در حین حملات، پرخاشگر شوند. این دقیقا در نقطه مقابل بیماران دچار میگرن است که ترجیح میدهند در حین حملات، بی حرکت باقی بمانند.
علائم سردرد خوشه ای
سردرد خوشه ای با علائم فعال شدن خود مختار پاراسمپاتیک جمجمه ای در همان سمت همراه است:
پرخونی ملتحمه یا ریزش اشک
پری گوش
آبریزش بینی یا احتقان بینی
اختلال عملکرد سمپاتیک جمجمه ای مانند افتادگی پلک
اختلال سمپاتیک مربوطه، محیطی بوده و احتمالا به دلیل فعال شدن پاراسمپاتیک همراه با رشته های سمپاتیک صعودی احاطه کننده شریان کاروتید مستمع در حین عبور آن به داخل حفره جمجمه است. هراس از نور و هراس از صدا چنانچه وجود داشته باشند، به احتمال بسیار زیاد یک طرفه و در همان سمت درد هستند تا آنکه دو طرفه (چنان که در میگرن دیده میشود) باشند. این پدیده هراس از نور / هراس از صدای یک طرفه ، وجه مشخصه TACها است. سردرد خوشه ای احتمالا اختلالی است که نورون های ضربان ساز مرکزی واقع در ناحیه هیپوتالاموس خلفی را درگیر میسازد.
درمان سردرد خوشه ای
رضایت بخش ترین درمان، تجویز داروهایی برای پیشگیری از حملات خوشه ای تا رفع دوره مربوطه است. مع هذا ، درمان حملات حاد برای تمامی بیماران دچار سردرد خوشه ای در برهه ای از زمان ضروری است.
درمان حمله حاد
سردرد خوشه ای به سرعت به اوج خود میرسد و لذا لازم است درمانی با آغاز سریع انجام گیرد. بسیاری از بیماران دچار سردرد خوشه ای حاد، پاسخ بسیار خوبی به استنشاق اکسیژن نشان میدهند؛ که باید ب صورت اکسیژن ۱۰۰% با سرعت ۱۰-۲۱ لیتر در دقیقه به مدت ۱۵-۲۰ دقیقه تجویز شود. به نظر میرسد جریان بالا و محتوای اکسیژن بالا، مهم هستند. سوماتریپتان ، ۶ میلی گرم زیرجلدی، شروع اثر سریعی داشته و معمولا طول مدت حمله را ۱۰-۱۵ دقیقه کاهش میدهد؛ هیچ گونه شواهدی از تاکی فیلاکسی وجود ندارد. اسپری های بینی سوماتریپتان (۲۰ میلی گرم) و زولمی تریپتان (۵ میلی گرم) هر دو در سردرد خوشه ای حاد اثربخش هستند، و گزینه ای مفید برای بیمارانی قلمداد میشوند که ممکن است تمایلی نداشته باشند خودشان ر روز به خودشان دارو تزریق کنند. تحریک غیرتهاجمی عصب واگ (nVNS) از سوی FDA برای درمان حاد حملات در سردرد خوشه ای دوره ای مورد تایید قرار گرفته است؛ بدین ترتیب که سه چرخه تحریک ۲-دقیقه ای به صورت متوالی و در هنگام آغاز سردرد در همان سمت درد ارائه میشود؛ همین اقدام را میتوان پس از ۹ دقیقه تکرار کرد. سوماتریپتان خوراکی در پیشگیری یا درمان حاد سردرد خوشه ای بی تاثیر است.
درمان های پیشگیرانه
انتخاب درمان پیشگیرانه در سردرد خوشه ای ، تا حدی به طول مدت دوره آن بستی دارد. بیماران با دوره های طولانی یا بیماران دچار سردر خوشه ای مزمن، به داروهایی نیاز دارند که در صورت مصرف بلند مدت، بی خطر باشند. برای بیماران با دوره های نسبتا کوتاه، تجویز دوره هایی محدود از گلوکوکورنیکوئیدهای خوراکی میتواند بسیار مفید باشد. یک دوره ۱۰ روزه از پردنیزون، که با دوز داروی ۶۰ میلی گرم به مدت ۷ روز آغاز شده و سپس تدریجا ولی به سرعت کاهش یافته و قطع میشود، میتواند دوره درد را در بسیاری از بیماران قطع کند. امروزه در کارآزمایی های شاهددار تصادفی شده مشخص شده است که تزریق لیدوکائین و گلوکوکورنیکوئیدها به داخل عصل پس سری بزرگ موثر بوده، و اثر مفید آن تا ۶-۸ هفته باقی میماند. بسیاری از متخصصان ، طرفدار وراپامیل به عنوان درمان پیشگیرانه خط اول برای بیماران دچار سردرد خوشه ای مزمن با دوره های طولانی هستند، با وجود آمکه در عمل تاثیر وراپامیل کاملا مشابه لیتیم است، ولی برخی بیماران به دوزهایی از وراپامیل نیاز دارند که به مراتب فراتر از دوزهای تجویز شده برای اختلالات قلبی است. گستره دوز اولیه، ۴۰-۸۰ میلی گرم دوبار در روز است؛ دوز اثربخش میتواند حتی به ۹۶۰ میلی گرم در روز نیز برسد. عوارض جانبی مانند یبوست، تورم اندام تحتانی، یا هیپرپلازی لثه میتواند دردسر ساز شود. مع هذا ، نگرانی بسیار مهم، بی خطر بودن وراپامیل به لحاظ قلبی-عروقی است (به یژه در دوزهای بالا). وراپامیل میتواند با آهسته کردن سرعت هدایت در گره دهلیزی-بطنی، سبب ایجاد بلوک قلبی شود؛ بلوک قلبی را میتوان با دنبال کردن فاصله PR در الکتروکاردیوگرام (ECG) استاندارد پایش کرد. حدود ۲۰ درصد بیمارانی که با وراپامیل درمان میشوند، دچار اختلالاتی در ECG میشوند، که حتی با دوزهای پایینی مانند ۲۴۰ میلی گرم در روز نیز ممکن است دیده شوند؛ در بیمارانی که تحت درمان با دوزهای ثابتی قرار دارند، این اختلالات ممکن است با گذشت زمان بدتر شوند. ECG پایه برای تمامی برای تمامی بیماران توصیه میشود. در بیمارانی که دوز داروی آنها از ۲۴۰ میلی گرم در روز فراتر میرود، ECG باید ۱۰ روز پس از تغییر دوز تکرار شود. افزایش دوز معمولا در مقادیر ۸۰ میلی گرم انجام میشود. برای بیمارانی که تحت درمان بلندمدت با وراپامیل قرار دارند، پایش ECG هر ۶ ماه یکبار توصیه میشود.
درمان با تعدیل عصب
هنگامی که درمان های طبی در سردرد های خوشه ای مزمن ناکارآمد باشند، میتوان از راهبردهای تعدیل عصب استفاده کرد. تحریک عقده شب پره ای-کامی (SPG) با استفاده از تحریک کننده کاشتنی بدون باطری، اثربخشی خود در قطع حملات و کاهش فراوانی آنها در گذر زمان را در کارآزمایی هایی شاهددار تصادفی شده به اثبات رسانده است. nVNS نیز کارآیی مشابهی را در تجربیات اخیر استانداردهای مراقبت نشان داده است. به همین ترتیب، تحریک عصب پس سری نیز مفید به نظر میرسد. تحریک عمقی مغز در ناحیه ماده خاکستری هیپوتالاموسی خلفی، در قریب به ۵۰ درصد از بیماران تحت درمان موفقیت آمیز بوده است.، هرچند نسبت بالای خطر به منفعت آن، این روش را به روشی نامناسب تبدیل کرده است، مگر آنکه پیش از آن، تمامی روش های کمتر تهاجمی دیگر بررسی شده باشد.







